---♡[]ازدواج اجباری![]♡---
P⁴³
ات ویو
ترسیدم نمیدونم داره کجا میره......نزدیک ۱۵مین گذشته ولی سمت عمارت خودشم نرفت این باعث شد بیشتر بترسم که کوک شروع کرد حرف زدن
جونگ کوک:میترسی؟
ات:ن..نه
جونگ کوک:نیاز نیست دروغ بگی میدونم میترسی
ات:خب که چی...الان داری منو کجا میبری
جونگ کوک:میریم بیرون هرجا که تو بگی
ات:من نمیخوام باهات جایی بیام
جونگ کوک:چرا
ات:گفتم نمیخوام اعصاب ندارم بیخیالم شو
جونگ کوک:همین که گفتم باهم میریم بیرون
ات:اگه واقعا میگی برات مهمم پس ببرتم عمارت
خودمون نمیخوام باهات بیرون بیام
جونگ کوک:هوف اوکی...راستی هنوز زمان زیادی نگذشته میتونی بریم مدرسه استادم هنوز نیومده
ات:خب...باشه
ات ویو
۲۰مین گذشت که رسیدیم مدرسه دنبال جین گشتم نبود رفتم تو کلاس اونجاهم نبود وای فک کنم با مامان وباباش رفته پاریس حالا...چیکار کنم چطوری بهش بگم مامان وبابام زدن زیر حرفشون..........
[ادامه دارد...]
[شرط ها]
(۳۳لایک)
(۳۲کامنت)
(۴فالوور)
_______________________________
هوی کجا لایک بکن بعد برو😂
ات ویو
ترسیدم نمیدونم داره کجا میره......نزدیک ۱۵مین گذشته ولی سمت عمارت خودشم نرفت این باعث شد بیشتر بترسم که کوک شروع کرد حرف زدن
جونگ کوک:میترسی؟
ات:ن..نه
جونگ کوک:نیاز نیست دروغ بگی میدونم میترسی
ات:خب که چی...الان داری منو کجا میبری
جونگ کوک:میریم بیرون هرجا که تو بگی
ات:من نمیخوام باهات جایی بیام
جونگ کوک:چرا
ات:گفتم نمیخوام اعصاب ندارم بیخیالم شو
جونگ کوک:همین که گفتم باهم میریم بیرون
ات:اگه واقعا میگی برات مهمم پس ببرتم عمارت
خودمون نمیخوام باهات بیرون بیام
جونگ کوک:هوف اوکی...راستی هنوز زمان زیادی نگذشته میتونی بریم مدرسه استادم هنوز نیومده
ات:خب...باشه
ات ویو
۲۰مین گذشت که رسیدیم مدرسه دنبال جین گشتم نبود رفتم تو کلاس اونجاهم نبود وای فک کنم با مامان وباباش رفته پاریس حالا...چیکار کنم چطوری بهش بگم مامان وبابام زدن زیر حرفشون..........
[ادامه دارد...]
[شرط ها]
(۳۳لایک)
(۳۲کامنت)
(۴فالوور)
_______________________________
هوی کجا لایک بکن بعد برو😂
۱۲.۸k
۱۱ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.